

.jpg)
به گزارش پایگاه خبری وزین پویا، این روزها ، خیلی چیزها آرامآرام از زندگی مردم حذف میشود. اول از همه چیزهایی که فکر میکردیم «جزئی از زندگی» هستند: سفر، کلاس، حتی رسیدگی به موقع به درد.
صبحها که از خواب بیدار میشویم، هنوز همان خانوادهایم؛ اما رقمها فرق کردهاند. قیمت خوراک که بالا میرود، سفره کوچکتر میشود. خریدهای همیشگی یا کمتر میشود یا با چیزهای ضعیفتر جایگزین میشود. بیشتر افراد که توان تغییر ندارند، مجبور میشوند «کم بخورند» تا ماه تمام شود. همینجا است که میشود فهمید تورم فقط عدد نیست؛ تورم یعنی کم شدن آرامِ زندگی.
پوشاک هم دنبال همان مسیر میآید. لباسها دیرتر خریداری میشوند. بهخصوص برای بچهها که سریعتر از بزرگترها رشد میکنند، این فشار بیشتر دیده میشود. لباس نو، برای بسیاری از خانوادهها تبدیل شده به یک آرزو که باید به زمان نامعلومی موکول شود.
بعد میرسد به مسکن؛ جایی که نفس، سنگین میشود. اجاره یا هزینههای خانه، بیشتر از آنکه کمکخرج باشد، میشود تصمیمگیر اصلی زندگی. خیلیها دیگر نمیتوانند بین «ضروریها» و «غیرضروریها» تعادل داشته باشند؛ چون وقتی بخش بزرگی از درآمد ماهانه به مسکن میرود، برای خوراک، آموزش و درمان چیزی نمیماند.
و در همین میان، حقوقها… افزایشها ناچیز است. کارگران و کارمندان همچنان تلاش میکنند؛ اما درآمدشان مثل گذشته بالا نمیآید. وقتی هزینهها سریعتر از حقوق رشد میکنند، نتیجه چیزی نیست جز کوچک شدن سفره و کم شدن امید.
کمکم سفر هم حذف میشود. سفر رفتن از برنامههای خانوادهها بیرون میرود، چون تفریح دیگر کالای قابل تهیه نیست. خیلیها فقط تصمیم میگیرند «برنامهای نباشد»، فقط برای اینکه ماه جمع شود. رفتن، برای خیلیها تبدیل شده به خاطرهای دور.
تلختر از همه وقتی است که درمان به تأخیر میافتد. وقتی هزینه پزشکی بالا میرود، بعضی خانوادهها به جای معالجه، درد را تحمل میکنند. درد میکشند تا شاید بعداً؛ اما بعد، همیشه بدتر از قبل میرسد. یعنی مشکل از همان چیزی که قابل کنترل بوده، سختتر میشود.
و آخرین ضربه، برای کودکان است. وقتی پول کم میشود، کلاسهای ورزشی و آموزشی اولین چیزهایی هستند که حذف میشوند. بچههایی که باید رشد کنند و یاد بگیرند، از فرصتها محروم میشوند؛ نه به خاطر نداشتن استعداد، به خاطر نداشتن توان مالی خانواده.
انسان در این زمانه، آهستهآهسته به سمت زندگیِ محدود میرود: زندگیای که در آن «رفاه» جای خودش را به «مدیریت هزینه» میدهد. زندگیای که در آن به جای درمان، درد میماند؛ به جای آموزش، سکوت؛ و به جای سفر و آرامش، فقط گذر از روز.
صغری محمدی


